نقش معلم در فرآیند آموزش و پرورش
نخستین صفت یک معلم شایسته، مسلط بودن به رشتهای است که درس میدهد و دانش
و آگاهی او رابطهء مستقیم با موفقیت او دارد.
یکی از اساسیترین مولفههای تعلیم و تربیت، معلم است. اگر فرآیند آموزش و
پرورش را به کاروانی تشبیه کنیم، بدون شک معلم قافلهسالار این کاروان است. اگر این
قافلهسالار تمام خم و پیچها و نشیب و فرازهای مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه
خواهد برد. پس اگر معلم در وظیفهاش اغفال کند، نهتنها اهداف تعلیم و تربیت محقق
نمیشود که آموزش و پرورش ماهیت خود را از دست میدهد.
نخستین صفت یک معلم شایسته، مسلط بودن به رشتهای است که درس میدهد و دانش
و آگاهی او رابطهء مستقیم با موفقیت او دارد. اگر معلمی این شاخصه را نداشته باشد،
امکان بروز چند مشکل وجود دارد:
الف) برای پوشاندن ضعف خود، اصول را مراعات نمیکند و به پرخاشگری،
دیکتاتوری و ایجاد جو رعب و ترس میپردازد; تا شاگردان را از سوال کردن، چون و چرا
کردن و ابراز تواناییهایشان منع کند. در این صورت شاگردان در درازمدت انسانهایی
خنثی میشوند که نه نظر میدهند، نه سوال میکنند و نه در کارهای گروهی
مشارکت.
ب) اشتباه درس میدهد و معلومات وارونه و به دور از حقیقت را به شاگردان
انتقال میدهد; که در هر دو صورت لطمهء بزرگی به روند آموزش و پرورش میزند.روشمند
بودن دیگر نیاز معلم است. گرچه یک سلسله روشهای پذیرفته شده در تعلیم و تربیت وجود
دارد، اما روشها متناسب با تحولات باید تغییر کنند و در عین حال، هر معلم موفق
روشهای مخصوص خود را هم دارد. زیرا او در نتیجهء مواجهه با مسایل آموزشی و تربیتی،
تجربه کسب کرده است و میتواند زمینهء رقابت سالم، جستوجو و کنجکاوی و حس تقدم در
فعالیتهای صنفی را برای فردفرد اعضای صنف خلق کند. معلمی موفق است که وقتی سوالی
را در صنف مطرح میکند بیشتر از نصف شاگردان، دست بالا کنند و در حل یا پاسخ سوال
یکی بر دیگری سبقتگیرد نه اینکه کسی حاضر نشود سوال را جواب بگوید.
طراحی و برنامهریزی آموزشی، تمرکز آموزش بر یک یا بیش از یک هدف، توسعهء
توانایی دانشآموز برای یادگیری دانش، مهارت و تفکر، تلفیق مهارت، محتوا و فرآیند
تفکر، پیشنهاد اهدافی که یادگیرنده را تحریک میکند و ارایهء تجارب متناسب با رشد
یادگیرندگان از ویژگیهای معلم است.همچنین برای ایجاد فضای یادگیری ارتباط در نقش
مثبت و حمایتکننده، ایجاد تعامل و توازن محترمانه در کلاس، حساسیت نسبت به
تفاوتهای علمی، فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی و انعطافپذیری و تطبیق فرآیند کلاس با
مقتضای محیط میتواند راهگشا باشد.
در اجرا و ادارهء آموزش معلم باید نکاتی چون تبیین استانداردهای اختصاصی،
پیوند دانش پیشین دانشآموز با یادگیری، استفاده از راهبردهای چندگانه یادگیری،
راهنمایی دانشآموزان در بیان کردن و توضیح دادن نسبت به عملکرد، آسان کردن
مهارتهای بین فردی، استفاده از چشمانداز مختلف در تطبیق دانش با تجارب یادگیری
دانشآموز و استفادهء بهینه از زمان را در نظر بگیرد.
معلم میتواند برای ارزیابی و ابلاغ نتایج یادگیری به بررسی وضعیت پیشرفت
تحصیلی دانشآموزان، ثبت و بررسی فرآیند آموزش در دفاتر مربوطه، استفاده از
ارزشیابی و منابع اطلاعاتی چندگانه، ترغیب دانشآموز به خودسنجی با ملاکهای مقرر
و توجه به عملکرد بعدی و اهتمام به ارزشیابی فرآیندی و به کارگیری ابزارهایی چون
پوشهء کار، چکلیست، آزمون عملکردی و… وقت داشته باشد، تقویت میل به مطالعه و کتابخوانی در دانشآموز، تحلیل
فردی و جمعی تاثیر تجارب یادگیری و ارزیابی میزان اثربخشی آموزش و تحلیل نتایج نیز
از راههای تعمیق آموزشی و ارزیابی آن است.